سلام خدمت همه عزیزان. سفر عتبات عالیات بنده حقیر دیروز به پایان رسید و بنده به ایران مراجعت کردم. خدا را صد هزار مرتبه شاکرم که در ایام جوانی چنین سعادت بزرگی نصیب بنده شد و دست تک تک بزرگانی که واسطه این خیر برای بنده شدند، علی الخصوص جناب آقای فلاح تهیه کننده مختار نامه و آقایان ماهان و میر کاظمی از شرکت شمسا که بسیار پی گیر اعزام من بودند را می بوسم و دعاگوی عزیزان بودم. اما در این سفر آنقدر اتفاقات جالب و شنیدنی افتاد که تصمیم گرفتم بحول الله سفرنامه کامل آن را برای دوستان تهیه کنم و نظرات را جویا شوم که بزودی این مهم انجام خواهد گرفت. فعلا تا سفرنامه!!، درباره یکی از دغدغه های این روزهایم چند خطی نوشته ام که دعوت می کنم مورد لطف قرار دهید:
روایت محکم و مستندی از دوران زمامداری امیر المومنین (ع) نقل می کنند که در کتب درسی دوره دبیرستان نیز آمده و نقل کننده آن، جناب علی بن رافع مسئول بیت المال امیر دولت امام علی (ع) است. در آن روزها در یکی از اعیاد مبارکه قربان، دختر حضرت امیر برای زینت کردن خود، گردنبند مرواریدی از علی بن رافع به رسم عاریه مضمونه دریافت می کند. عاریه، در لغت به معنای واگذاری و در اصطلاح اهل فقه، به معنی قرار دادن مال و متاع شخصی به مدت محدود در اختیار دیگران است بطوریکه که در ازای آن چیزی گرفته نشود. عبارت «مضمونه» نیز به معنی قید ضمانت در برابر آسیب و تلفات می باشد. در مجموع عاریه مضمونه یعنی واگذاری گردنبند به ایشان با قید ضمانت، که فی المثل اگر برای گردنبند اتفاقی افتاد، جبران خسارت برعهده دختر امام باشد. با این شرط گردنیند به مدت سه روز به آن بانوی محترمه داده شد.
حضرت امیر اتفاقا، گردنبند را بر گردن دخترشان مشاهده نمود و از محل به دست آوردن آن پرسید و دخترشان نیز ماجرا را شرح داد. ابن رافع ادامه می دهد: حضرت، بلافاصله مرا خواست و فرمود: آیا در بیت المال مسلمین بدون اجازه آنها خیانت می کنی؟
گفتم: به خدا پناه می برم از خیانت کردن! فرمود: پس چگونه گردنبند را به دخترم دادی؟!
عرض کردم: دختر شما آن را به رسم عاریه از من خواست تا در عید به آن آراسته شود. من گردنبند را به رسم ضمانت، سه روز به او دادم و برمن لازم است بعد از مدت مقرر آن را به محل خود برگردانم.
علی فرمود: همین امروز آن را برمی گردانی. اگر بعد از این چنین کاری از تو مشاهده شود، به سختی کیفر خواهی دید و چنانچه دخترم آن را به رسم عاریت و با قید ضمانت نگرفته بود، البته نخستین زن از بنی هاشم بود که دست او را به عنوان دزدی می بریدم.
این سرزنش و تهدید به گوش دختر امیر المومنین رسید. با تعجب! به پدر خویش عرض نمود: مگر من دختر شما نبودم (پارتی بازی!) آیا به من نمی رسید چند روز به خاطر زینت از آن گردنبند استفاده کنم!؟
امام در جواب فرمود: دخترم، انسان نباید به واسطه اشتهای نفسانی و خواهش دل، پای خود را از مرحله حق بیرون نهد. مگر زنان دیگر مهاجرین که با تو یکسان اند (حتی دیگر بستگان حضرت) به مثل چنین گردنبندی (از بیت المال) خود را آراسته اند تا تو هم خواستی از آنان کمتر نباشی؟؟!! (بحار الانوار ج 9 ص 503)
بله. ازین دست روایات از سخت گیری حضرت نسبت به وابستگان در مورد بیت المال بسیار است. همانند سرزنشی که ایشان در مورد یک ظرف عسل به امام مجتبی نمودند. اما آنچه در این روایت نهفته است، غیر از سخت گیری نسبت به وابستگان، دو نکته دیگر نیز هست. اول اقدام عاجل و سریع نسبت به بازگرداندن مال از دست رفته هرچند کم و کوچک باشد. دوم بازخواست شدید امام از مسئول مربوطه و همچنین تهدید جدی ایشان که به دخترشان داشته اند که اگر چنین اتفاقی با نیت تصرف در بیت المال رخ می داد (نه امانت گرفتن) حتی از بریدن دست دختر خود نیز ابایی نداشتند.
در هفته های اخیر، خبر اختلاس کلان 3 هزار میلیارد تومانی در بانک های دولتی مثل بمبی در بین مردم منفجر شده است. متاسفانه این مبلغ به قدری کلان است که همه با شنیدن آن چند بار تکرار می کنند تا بتوانند این حجم سرمایه را تصور کنند! جالبتر از آن، اینکه گروه اختلاس کننده که به وسیله آن چندین بانک خصوصی تاسیس کرده است، با استفاده از حربه های آشنای رانت خواری و بکار بردن نفوذ در عالی ترین پست های اجرایی موفق به گرفتن این حجم عظیم اعتبار از بیت المال شده است. مبلغی که اگر بین آحاد سرپرستان خانوار تقسیم شود، مطمئنا مشکلات بسیاری را از ایشان که به احتمال زیاد مثل خانواده بنده حقیر با یکی دو میلیون تومان کارشان راه می افتد، حل خواهد نمود!! (لطفا به این پاراگراف آخر، اشکالات اقتصادی و تورمی و ... وارد نکنید که این تقسیم فرضی، فقط برای آشنایی ذهن با اعتبار بزرگ مورد اختلاس است و گرنه همه می دانیم تزریق نقدینگی به جامعه آثار تورمی دارد!)
حال سوال این است زمانی که دو زوج جوان در اوان زندگی مشترک خود و یا سرپرست خانواده ای برای تعمیر و رفع خرابی از تنها منزل و محل سکونتش، برای گرفتن مبلغی نه چندان درخور توجه نیاز به ارایه ده ها مدرک و چندین ضامن و تعهد رسمی و غیر رسمی دارد و در نهایت مجبور است با بهره های سنگین 16 تا 20 درصد چند برابر نیاز خود را به بانک های دولتی، که اساس استقرار اعتبار بیت المال هستند پرداخت کند، چگونه مسئولین اقتصادی و اجرایی از این دزدی های کلان توسط عده ای محدود، در طول انجام این نقشه، آگاهانه یا نا آگاهانه چشم بسته و سرگرم اجرای طرح هایی چون برداشتن صفر از پول ملی و یا نظرسنجی برای تعیین نام واحد پول هستند و حال که کار از کار گذشته، نهاد محترم قضایی (که دست بوس زحمات بی وقفه شان هستیم) باید هزینه های سنگین دیگری برای پیگیری و بازگرداندن این اعتبار بنماید و دست آخر کسانی که خواستار پیگیری این جرم اقتصادی و رفع تهمت از دولت محترم هستند، خود به اتهام اخلال در امنیت ملی مورد سوال قرار بگیرند؟!